عشق من و بابا
خاطرات زيباي زندگي
تاريخ : دوشنبه 21 شهريور 1390 | نویسنده : مهر
بازدید : 157 مرتبه

ساعت 13:56 روز 20 ارديبهشت به دنيا آمدي و خيلي ها براي ديدنت آمدند ، از صبح كه عمه منير ، آقاجان ، مادرجون و پدرت بودند اما وقتي كه من رفتم توي اتاق عمل ، عمو جلال ، زن عمو فاطي ،عمو حسين ، زن عمو هما،زن عمو مريم ، عمه اشرف كه خيلي هم برات زحمت كشيد ، تهمينه ، عاطفه و مهدي ،زن دايي شهناز ،تينا و آخر شب هم دايي حسين آمدند براي ديدنت ، همه از اينكه خدا يه فرشته كوچولوي قشنگ برامون فرستاده بود خوشحال بودند ، دايي حسن ، احسان ، مليكا،زن دايي فاطي و علي و هستي ،عمه فاطمه و.. تلفني صحبت كردند .اينم 2 تا عكس كه با هم توي حياط بيمارستان گرفتند .

عكس دسته جمعي

عكس



موضوع : روز اول - اولين عكس ملورين
صفحه قبل 1 صفحه بعد
درباره وبلاگ
موضوعات
نويسندگان
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 19 نفر
بازديدهاي ديروز : 68 نفر
بازدید هفته قبل : 165 نفر
كل بازديدها : 63122 نفر
امکانات جانبی